كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
125
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مسيحيان است . حالا محمد ( ص ) آنها را وادار مىساخت كه به پىآمدهاى چنين تفكرى بيانديشند . او مجبور نبود كه وجود اللّه را ثابت كند ، ولى مىگفت كه اگر به گفته خود ايمان داريد به همان گفته فكر كنيد . يهوديان و مسيحيان اعتقاد داشتند كه خداوند بندگانش را در روز قيامت دوباره برخواهد انگيخت ، اعتقادى كه سنتهاى قديمى اعراب كلا آن را ردّ مىكرد ، ولى بههرحال آثار خود را بر روح مردم عامى گذاشته بود . حتى ضعيفترين افراد قبيله ( از نظر فكرى ) هم براى خود يك مقصد ابدى متصور بودند كه بسيار مقدس بود . اگر قريش معتقد به خلقت جهان توسط « اللّه » بود ، پس بايد به مخلوقات او هم به چشم جديدى بنگرد . در سالهاى اوليه دعوت ، هنگامى كه محمد ( ص ) فقط با گروه خاصى از نزديكان مشاوره مىكرد ، مرتبا به قريش گوشزد مىنمود كه شما باورهاى بسيار گرانبهائى داريد كه بايد از آنان به خوبى محافظت نموده و آنها را با شرايط جديد سازگار نمائيد . او به آنان يادآورى مىكرد كه چگونه اين دين نو ، با افتخارات تاريخى آنان سازگارى و همخوانى دارد ، با سال عام الفيل ، زمانى كه خداوند با معجزه خود شهر آنان را از نابودى نجات داد و بر اعتبار آنان افزود . اين يكى از آثار خداوند بود كه بايد به دقت بازنگرى گردد . آيا نديدى كه پروردگارت با پيلداران چه كرد ، آيا نيرنگ و ترفندشان را تباه و بيهوده نساخت ؟ و بر آنان پرندگانى گروهگروه فرستاد ، كه بر آنان سنگهاى گلى مىانداختند ، پس آنان را مانند كاهبرگها ريز و خورد شده گردانيد . 12 قريش با بزرگداشت اين واقعه تائيد مىكرد كه اين قدرت و مقامى كه امروز پيدا كرده است فقط نتيجه سعى و تلاش شخصى آنها نبوده و نيروى ناپيدائى در آن تاثير داشته است . قرآن مسأله خاصى را ذكر نمىكرد ، اقرار داشت كه يادآورىكننده هر آن چيزى است كه تا به حال همه كس مىدانسته است . 13 او حقايق قديمى را روشنتر و قابل فهمتر بيان مىنمود . قرآن در جاهاى مختلف بيان موضوع را با جملاتى نظير « آيا نديدهاى ؟ » يا « آيا بررسى نكردهاى ؟ » شروع مىكند . كلام خداوند ، در حقيقت ، به معناى صدور يكسرى دستورات مستبدانه از بالا نبود ، بلكه دعوتى بود از قريش تا به خود و افكار درون خود مراجعه كند ، با مرور آنها به اصلاح خود بپردازند ، بدون آنكه در صدد نابودى سنتها و روشهاى باستانى خود باشند . براى